ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
73
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
فراوان مزينند ؛ همچنين لوحههائى مزين به الماس براى استوار كردن به كمر با زمردهائى به بزرگى غير عادى كه اغلب رنگشان سبز تيره نيست و كاملا پاك هم نيستند ؛ ياقوتهاى شرقى كه در بين آنها قطعهاى هست به بزرگى گردو و از كاخ دهلى به يغما گرفته شده و در پشت آن نام تمام سلسلههاى مغول دهلى حك گرديده است . ياقوت رمانى در آنجا به وفور يافته مىشود كه سخت زيباست اما در عوض از فيروزه كه در خود مملكت بدست مىآيد و مورد ستايش و تحسين خاص است ، اثرى ديده نمىشود . در خزينه مرواريد - هاى بسيار درشت وجود دارد اما رنگ آنها به زردى مىزند و اين خود مؤيد آن است كه قدمت دارند . بسيارى از ظرفهاى طلائى كه به جواهر مزين است ، جامهاى طلائى كه به شكوه تمام ميناكارى شده ، لوحههائى جواهرنشان براى روى كمر ، عصاى سلطنتى و سپرها و غيره . . . چشم هر شناسندهاى را خيره مىكند . تالار پذيرائى كه بزرگترين تالار سراسر قصر است به سرسرائى باز بيشتر شباهت دارد زيرا از دو ديوار اصلى در آن خبرى نيست و به جاى آن ستونهاى ستبرى كار گذاردهاند . دو قالى گوبلن كه استادى تمام در آنها به كار رفته و هديهء لوئى فيليپ است و تخت طاوس پرآوازه كه نادر شاه آن را از دهلى به غنيمت گرفته و به ايران آورده است بيشتر از هر چيز در اينجا چشمها را خيره مىكند . در اين تالار بار داده مىشود و سفرا به حضور پذيرفته مىشوند . دو در جنبى به كتابخانه و اسلحهخانه باز مىشوند . همچنين در جوار آن نگارخانهء سلطنتى قرار دارد كه شرح آن را موقعى ديگر خواهم داد . از ديوانخانه با عبور از يك راهرو جناغى به اندرون سلطنتى وارد مىشويم . اندرون تشكيل شده است از سه حياط بزرگ و يك حياط كوچك كه دورتادور آنها را منزلهاى خاص همسران شاه ، كنيزها و خدمهء آنها فراگرفته است . از طرف خارج به ديوار چينهاى بسيار مرتفعى محدود است و نگهبانانى به دقت از آن حراست مىكنند . نه ساختمان و نه تزئينات آن هيچكدام آنطور كه آدم فكر مىكند اثرى از جلال و جبروت شرقى ندارد . وسايل و اثاث اتاقها سادهتر از ساير حرمسراهاى شهر است . تازه در اين اواخر شاه دستور داد براى همسر سوگلى خود در حياط اول بنائى بسازند كه به سليقهء ايرانيها مجلل و باشكوه است ، اما اين ساختمان نيز داراى كليهء نقايصى است كه در معمارى جديد ايران مشهود است ؛ ديوارهاى گلى را با گچ و سنگ مرمر پوشاندهاند . ستونهائى كه روى آنها گچ ماليدهاند سست و نازك است ، پلهها تنگ و با شيب تند ، پنجرههاى بسيار ، درها ، شاهنشينها ، طاقچهها ، بالكنها و بالاخانهها آدمى را به ياد خانههاى مقوائى مىاندازد كه با كوچكترين ضربه ممكن است درهم بريزند . د . سيماى ساير شهرهاى ايران سيماى ساير شهرهاى بزرگ ايران مانند تبريز ، قزوين ، همدان ، قم ،